كدخبر: ۶۱۰۲
تاريخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۶
send ارسال به دوستان
print نسخه چاپي
نقش و سهم جمهوری اسلامی ایران در عصر جهانی شدن
سعدالله زارعی
جهانی شدن روندی طبیعی است که در سیر تکامل زندگی پدیدار می شود. در واقع، جهانی شدن در تشبیه, چیزی است شبیه عبور از زندگی روستایی به شهرنشینی, در حالی که جهانی سازی برنامه ای است که با اهداف خاص تنظیم می شود و تنظیم کنندگان هدف معینی مبتنی بر منافع تعریف شده شخصی یا گروهی برای این موضوع تعیین می کنند. به بیانی دیگر، آنها جهانی می سازند بر مبنای یک طرح از پیش تعیین شده، نه یک روال طبیعی، از این رو، این پدیده مبتنی بر رعایت حقوق و منافع دیگران نیست بلکه مبتنی بر منافع شخص یا گروه خاص است.

جهانی شدن ابعاد مختلفی دارد. مهمترین بعد آن بعد فرهنگی است که اهمیت آن به دلیل توسعه امکانات ارتباطی و کم شدن فاصله انتقال پیام هاست. فرهنگ البته در درون خود عناصر متعددی دارد که برجسته ترین و ماناترین عنصر آن دین به شمار می آید. رسالت جهانی دین نیز نجات کل بشر تعریف شده که مبنای آن سیر جهان از وضع نامطلوب به سمت وضع مطلوب است؛ موضوعی که در همه ادیان الهی به ویژه دین اسلام بر آن تاکید شده. از این منظر، جمهوری اسلامی ایران می تواند به عنوان پرچمدار دین در سطح جهان، هدایت حوزه فرهنگی جهانی سازی را بر عهده گیرد.

بعد دیگر جهانی شدن، بعد اقتصادی است. رفع نیازهای بشریت در حوزه اقتصاد و کمک به یکدیگر برای دستیابی سریعتر به نیازمندی ها، مهمترین بعد مساله جهانی شدن است چراکه وقتی در یک سیستم جهانی آگاهی از یکدیگر وجود داشته باشد، طبیعتاً برآورده کردن نیازهای اقتصادی عمومیت پیدا می کند.

بعد حقوقی، بعد دیگر جهانی شدن است از این رو، بشریت می تواند دستاوردها و دستمایه های خود در حوزه حقوق را به دیگران عرضه کند. ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران، مجموعه ای از حقوق الهی و حقوق تصریح شده در شریعت اسلامی را در اختیار داریم که بسیاری از آنها تبیین و عرضه نشده اند. بنابراین ایران می تواند با عرضه درست آنها نظام حقوقی عادلانه تری را به جهانی عرضه کند.

در عرصه علم، سیاست و تکنولوژی نیز جهانی شدن می تواند معنای خاص خود را داشته باشد و طبیعتاً جمهوری اسلامی ایران به فراخور امکاناتی که در حوزه های مختلف در اختیار دارد می تواند در این راستا نقشه های برجسته ای را بر عهده بگیرد.

البته ضعف رویکرد کنونی جهانی شدن این است که مبتنی بر حل مشکلات بشریت نیست بلکه مبنای آن بر سوء استفاده از ضعف های بشری است که با مطامع و سیاست های جهان خواران انطباق دارد و می تواند جهانی بدتر از امروز را برای بشریت به ارمغان آورد.

با این حال مقوله جهانی شدن می تواند بر خلاف این وضعیت، بر مبنای نیاز های مشترک و بر مبنای موقعیت های مشترک استوار گردد. برای این منظور، جهان نیازمند تغییرات اساسی در عرصه حکومت ها، قطب های قدرت، کانون های تصمیم گیری و تصمیم سازی است تا جهانی شدن از سیطره و سلطه تعداد معدودی از قدرت ها خارج شود و به یک پروژه و پدیده جهانی تبدیل شود تا همه بتوانند منافع خود را از آن تامین کنند.